الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

76

الغدير ( فارسى )

- و اى ظهر ، به يادبود مرغ بريان از شرف على پرده برگير ، آن شرفى كه بر والاترين مراتب آن دست يافت . - و اى سورهء برائت ! اعلام كن كه چه كسى از ابلاغ تو معزول گشت و چه كسى كارگزار آن بود ؟ - اى مرحب ! اى اميد كافران ، از دم شمشير چه كس شربت مرگ چشيدى ؟ « 1 » - و اى عمرو عبدود ! چه كسى بود كه شرنگ مرگ در كامت ريخت ؟ - اگر خواهد ، بر ثريا بر شود و از « فرقدين » موزه سازد . - مگر پايگاه بلند او را نشناخته‌ايد و جايگاه والايش را درك ننموده‌ايد ؟ - نديده‌ايد كه چگونه محمد به دو مشفق و مهربان بود و به تربيت او همت گماشت ؟ - از كودكى در دامن مهر و محبتش او را پروريده مخصوص خود دانست و از كمال صفا و اخلاص به برادرى برگزيد . - دخترش فاطمه را كه پارهء تنش بود به او كابين بست ، چه او را بهترين شوهر و پرهيزكارتر از همگان يافت . - پدرم فداى حسين ، سرور آزادگان باد كه روز عاشورا ، در راه اعلاى دين جهاد كرد . - پدرم فداى خاندانش كه در اطراف او به خون غلتيدند ، ولى چشم از او برنداشتند . - خدا رسوا كند امتى را كه سرور خود را تنها گذاشتند و در رضايت خاطرش نكوشيدند . - و نفرين خدا بر آن گنديده مردار نجس باد كه از كين ، چوب بر دندان او كوبيد ! و به همين ترتيب ، قصيده‌اى به قافيهء دال دارد كه خوارزمى در مناقب 223 و ابن شهر آشوب در مناقب با اختلاف در شمارهء ابيات روايت كرده‌اند و ما به جمع ميان هردو روايت مىپردازيم : - او در جنگ بدر چون ماه شب چهارده درخشيد و بر ديگران از شنيدن نام شمشير او لرزه بر اندام بود . - براى على در حديث مرغ بريان فضيلتى است كه آوازه‌اش در اكناف جهان پيچيده و

--> ( 1 ) . اين بيت و سه بيت پيش از آن ، تنها در مناقب خوارزمى ثبت است .